تبليغاتX
به نام او که پیداست و ناپیدا
ِِArrange1

 

 

من برنده ام

من برنده ام چون زندگي را زيبا مي بينم و وقتي به زندگي زيبا نگريستم آنگاه زيبا خواهد سد.

من برنده ام چون ميدانم اگر به معجزه اعتقاد و ايمان داشته باشم برايم اتفاق خواهد افتاد و معجزه اعتقاد و ايمان است.

من برنده ام چون مي دانم هر اقدام بزرگ ابتدا بزرگ ابتدا محال به نظر مي رسد پس تمام تلاشم را به كار مي گيرم تا محال را به ممكن تبديل سازم.

من برنده ام چون ذهنم را آنگونه ساخته ام تا جهنم را برايم به بهشت تبديل كند نه آنكه بهشت را به جهنم!

من برنده ام چون در انتهاي فعاليت روزانه ساعتي را با خودم خلوت مي كنم و با تكيه بر صداقت بي رحمانه خود عملكرد روزم را به دقت ارزيابي مي كنم.

من برنده ام چون نقشه زندگي خودم را چنان شفاف رسم كردم كه تنها راه باقي مانده ساختن آن است.

من برنده ام چون هم ناميدي را مي شناسم وهم صبر و حوصله را و البته خوب مي دانم كه صبر و حوصله شكل ديگري از ناميدي است كه انسان بهتر مي تواند آن را تحمل كند.

من برنده ام چون براي رسيدن به سرزمين اهدافم اولين قدم را برداشته ام. قدم اول يعني تصميم.

من برنده ام چون مي دانم مشكلات مانند صخره هايي هستند كه در مسر رود وجود دارد. اگر صخره نبود رود هم آوازي سر نمي داد. 

*     *     *

Arrange:زندگي يعني سختي و زندگي كردن يعني حل كردن سختي.

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Sat 30 Aug 2008ساعت 22:5  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

Arrange 2
 

عاقبت طمعکاری

سگي در خرابه به دنبال غذا مي گشت. دو روز بود كه غذايي پيدا نكرده بود. در خرابه هيچ چيز پيدا نكرد.بيرون آمد و كنار كوچه به راه افتاد كه ناگهان چشمش به يك تكه استخوان جلو در يك خانه افتاد. خوشحال شد و استخوان را به دندان گرفت و به راه افتاد تا به محلي خلوت برسد و استخوان را بعد از دو روز گرسنگي با خيال راحت بخورد.

به كوچه بعدي رسيد در بين كوچه جوي آبي بود و آب زيادي از جوي مي گذشت. سگ از روي جوي آب پريد ولي ناگهان تصوير خودش را با استخواني كه در دهن داشت در آب ديد. خيال كرد سگ ديگري در جوي  است و تكه استخواني بر دهان دارد. پس تصميم گرفت به آن سگ حمله كند واستخوانش را بگيرد تا دو استخوان داشته باشد.

براي گرفتن استخوان از سگ خيالي لب جوي ايستاد و ناگهان دهانش را باز كرد و توي جوي آب پريد تا به خيال خودش استخوان سگ را بگيرد اما توي آب افتاد واستخوانش را هم آب برد و فقط توانست خودش را از غرق شدن نجات دهد. ولي براي استخوان نتوانست كاري كند  و باز هم گرسنه ماند.

 *    *    *
 

ARRANGE:نخستين گام در رسيدن دانستن راه است.

ARRANGE:زماني كه از يادگيري باز بايستيد همان زمان از رشد باز مي ايستيد.

 

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Sat 30 Aug 2008ساعت 0:28  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

Arrange3
همکلاسی ها:

از همکلاسی های خوب ونازنینم در دوران دبیرستان اقایان جعفردیباچی, سعید کرمی, مصطفی مرشدی و حامد روحانی که به ترتیب در رشته های مهندسی برق, مهندسی صنایع, اقتصاد و مهندسی معماری به تحصیل می پردازند موفقیت سربلندی و سلامتی را ارزو میکنم.

                                                         ۱۶/۹/۱۳۸۶

                                                   

 *    *    *

مادر بزرگم, که هرگز به هم نرسیدیم:                                                        

چهل روز قبل از به دنیا امدن من مادربزرگم فوت کرد و اجل فرصت دیدن اخرین نوه اش را به او نداد.

اکنون که 21 سال از این حادثه تلخ و دردناک می گذرد, من همچنان حسرت ارزوی دیدن او را دارم. چرا که فقط از او خاطره هایی شنیده و عکس هایی دیده ام.

                                            روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

                                                           ۲۳/۸/۱۳۸۶

 *      *      *

 

آرزوي موفقيت دارم براي دوست عزيز و نابغه ام، اين دانشمند جوان ايراني آقاي دكتر محمد منصوري.

بنده افتخار همكلاسي با ايشان را در دوران دبستان داشتم، هم اكنون آقاي دكتر دانشجوي سال سوم رشته  رسته پزشكي مي باشد.

 

 

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Sat 26 Apr 2008ساعت 21:58  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

سرامیک
                

                 

                

 

از زمانی که انسان غارنشینی را به قصد یافتن مکان زیست بهتر ، پشت سر گذاشت، با مسالح ساختمانی سر و کار پیدا کرده بود. بدیهی است که این مواد از نوع موجود در طبیعت بود، مانند پوست برای بنا کردن خیمه و یا گل و سنگ برای تهیه مسکن دائمی‌. بعدها بشر آموخت که از قطعات چوب و تخته و میخ و پیچ برای استحکام بنا استفاده کند و موادی مانند آهک، ساروج وسیمان را برای اتصال محکم‌تر قطعات سنگ و یا چوب به یکدیگر بکار بگیرد، ولی خاک رس مهمترین ماده اولیه تهیه بسیاری از مصالح ساختمانی است. خاک رس به صورت ناخالص در تهیه کوزه ، گلدان هاى گلی ، ظروف سفالی ، اشیا و لوله‌هاى سفالی ، سرامیک ، سیمان و به صورت خالص ، در تهیه ظروف چینی و ... مصرف می‌شود.

  

             

 برای خواندن متن به ادامه مطلب بروید

          

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Tue 23 Oct 2007ساعت 23:27  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

تازه ها
 

 

 

 

 اوباما



باراك حسين اوباما جونيور در چهارم آگوست 1961 به دنيا آمد. او در هانولولو، مركز ايالت هاوايي از پدري كنيايي به نام باراك حسين اوباما و مادري سفيدپوست و آمريكايي با نام آن دونهام از اهالي كانزاس به دنيا آمد.
    پدر و مادر اوباما هنگامي كه در دانشگاه هاوايي در مانوئا درس مي خواندند با هم آشنا شدند. او دو ساله بود كه والدينش از هم جدا شدند. پدر اوباما به كنيا بازگشت و پيش از مرگش در سال 1982 در حادثه رانندگي تنها يك بار ديگر پسرش را ديد. دونهام نيز پس از طلاق با لئو سوئتورو، دانشجويي فيليپيني ازدواج كرد و در سال 1967 به همراه او به اندونزي رفت.
    اوباما مدتي كوتاه پس از مهاجرت مادرش به فيليپين به هونولولو بازگشت و با پدربزرگ و مادربزرگ مادري خود زندگي كرد. او در سال 1979 از دبيرستان فارغ التحصيل شد. اوباما اعتراف كرده كه در دوران دبيرستان از ماريجوآنا، كوكائين و الكل استفاده كرده است. او پس از پايان تحصيلات متوسطه به لس آنجلس رفت و به مدت دو سال در كالج اوكسيدنتال درس خواند و سپس به دانشگاه كلمبيا در شهر نيويورك رفت و در رشته علوم سياسي گرايش روابط بين الملل به مطالعه پرداخت.
    اوباما ليسانس خود را از دانشگاه كلمبيا در سال 1983 گرفت. پس از صرف چهار سال در شهر نيويورك، اوباما به شيكاگو رفت و به عنوان مدير پروژه جوامع در حال توسعه استخدام شد. در ژوئن 1989 با همسرش ميشله رابينسون آشنا شد و در سوم اكتبر 1992 با وي ازدواج كرد. ماليا آن، اولين دختر اين زوج در سال 1998 به دنيا آمد و دومين دخترش به نام ناتاشا در سال 2001 متولد شد. اوباما همچنين فارغ التحصيل حقوق از دانشگاه هاروارد است و پيش از انتخاب به عنوان سناتور ايالت ايلينويز در سال 1997 به عنوان وكيل فعاليت مي كرد. وي از سال 1997 تا 2004 در دانشگاه شيكاگو مدرس قانون اساسي آمريكا بود و پس از حضور ناموفقش در انتخابات مجلس نمايندگان آمريكا در سال 2000 در سال 2003 وارد مبارزات انتخاباتي سناي آمريكا شد و در نوامبر 2004 با 70 درصد آرا از ايالت ايلينويز به سناي آمريكا راه يافت.

 

*     *     *

Arrange: يكي از راه هاي پيشرفت اين است كه براي انجام هر كاري از خودتان ببپرسيد، آيا راه حل بهتري براي انجام اين كار وجود دارد.

 

 

 برای خواندن بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید.

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Wed 17 Oct 2007ساعت 20:6  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

مسائل اقتصادی و مدیریتی
 

 

 

ARRANGE:كشوري توسعه يافته است كه داراي سازمان هاي توسعه يافته باشد و سازماني توسعه يافته است كه داراي مديران توسعه يافته باشد.

ARRANGE:هنر فروشندگي زماني است كه خريدار بگويد نه.

 

 

 برای خواندن متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Fri 31 Aug 2007ساعت 20:21  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

عکس و SMS
 

 

 

((با تشکر از سید هادی پور رضوی))

      


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Wed 6 Jun 2007ساعت 18:46  توسط مدیر وبلاگ:آقای احسان حاتمی  | 

 
::.توضیح:بعضی از مطالب دارای ادامه مطلب می باشد.مطالعه کنید::.. :